فاطمه جان احمدى

133

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

دانش‌افزايى جامعه اسلامى نيافتند . 3 . ممانعت از كتابت حديث موجب شد زمينهء جدال و مناقشات فكرى از جامعه سلب شود . در اين عرصه صحابه نيز منفعلانه يا از جامعه دورى گزيدند يا اسير فتوحات خارجى شدند . 4 . تنگ بودن محدوده علم و توسعه‌نيافتن مبانى آن به دليل تنگ‌نظرى حكمرانان اسلامى به عنوان عرضه‌كنندگان مباحث علمى و همچنين رخوت مردم به عنوان متقاضيان آن ، بر كندى روند رشد علم‌اندوزى افزود ؛ زيرا زمانى كه عرضه و تقاضا رو به كاستى نهد ، درهاى علم و توسعه دانش نيز بسته خواهد شد . سير تحول آموزش در عصر عباسيان با سقوط خلافت امويان و روى كار آمدن عباسيان ( 656 - 132 ه . ق ) تاريخ آموزش وارد عرصه‌اى نوين شد . روىآورى به آموزه‌هاى اصيل اسلامى و بازآموزى مجدد قرآن كريم در سايه فعاليت همه جانبه علمى ائمه‌اطهار عليهم السلام و البته عصر نوخواهى مسلمانان و حضور ايرانيان با درايتى چون خاندان آل‌برمك « 1 » و يا خاندان سهل « 2 » در دربار خلافت اسلامى و از ديگر سو ، علاقه‌مندى خلفاى عباسى به علوم مختلفى چون نجوم ، طب ، فلسفه ، ادبيات ، سياست و حتى علم تفسير و اخلاق ، موجب شد شرايط جديدى به ويژه در عرصه آموزش و پرورش اسلامى فراهم شود . آنچه بر روند روبه‌رشد آموزش در جامعه عباسيان سرعت بخشيد ، تنوع علوم و كثرت شاخه‌هاى مرتبط با كلام ، الهيات و فقه بود كه متقاضيان بىشمارى را به عرصه آموزش فراخواند و بدين‌رو معلمان برجسته‌اى در مكاتب علمى پرورش يافتند . بىترديد همين امر تنوع و توسعهء علم‌اندوزى و دانش‌افزايى را دامن زد و روش‌هاى تعليمى را از ادوار پيش متفاوت كرد . بنابراين در سده دوم هجرى و سده‌هاى پس از آن شمار مكتب‌خانه‌ها فزونى يافت . در اواخر قرن چهارم هجرى نيز در كنار مساجد به عنوان كانون آموزش اوليه ، مراكز علمى جديدى به نام مدارس تأسيس شد كه هريك به‌نوعى در امر آموزش دخالت داشتند . در اين مراكز ، معلمان بسيارى به تدريس مىپرداختند . ابن‌حوقل ، سياح و جغرافىنگار قرن چهارم آورده است : « 300 آموزگار در

--> ( 1 ) . ابن طقطقى ، تاريخ فخرى در آداب ملك‌دارى و دولت‌هاى اسلامى ، ترجمه محمد وحيد گلپايگانى ، ص 290 - 275 . ( 2 ) . خواند مير ، دستور الوزراء ، ص 68 - 61 .